خسته از همیشه رفتنـم می فهمی؟
خسته از رفتن و نرسیدنم می فهمی؟
خسته از دویدن به سوی ســـــــراب
خسته از دیدن آب و لمس خـــــــاک
خسته از نویـــــد و وعده عالـــــــــی
خسته از حرفهای پوچ و تو خالـــــــی
خسته از تکرار کهنه زمـــــــــــــــان
خسته از شیون مرگ دل بی امــان
خسته از حمل کوله بار های غــم
خسته از خیزش بلا ها زتـــــــــن
خسته از گفتن حرف دل به کس
خسته از شعر گفتنم حتــــــــی
تو هیچ می فهمی؟
