تبليغاتX
shahrzadstory

سيد حسين طاهرزاده خواننده ومؤسس سبك مسلط خوانندگي موسيقي ايراني درقرن حاضر، اوشاگرد غيرمستقيم سيد عبدالرحيم اصفهاني وبهره برده از آواز وساز استادان وداراي خلاقيت فوق العاده وقريحه ي عالي هنري وتوانايي بيان وتسلط به ارائه‌ي بليغ مطالب كه ازآثار او مي توان به يك سلسله صفحه هاي گرامافون ، يك دوره نوارهاي خصوصي همراه تار و سه تار نورعلي برومند اشاره كرد. شاگردان غيرمستقيم وي قمرالملوك وزيري، اديب خوانساري و... محمدرضا شجريان وانتقال دهنده شيوه هاي بلاغي بيان او: نورعلي برومند و نورالدين رضوي سروستاني بوده اند.

+ نوشته شده توسط shahrzad در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 5:51 قبل از ظهر |
چی می شد لحظــــه آغاز نبـــــود             هستی و مرگ و فنا راز نبـود

چی می شد که هیچ کجا جنگ نبود          دل بعضی آدمها سنگ نبــــود

چی می شد که ظلم و بیداد نبود             طبع آدم آتش و بــــــاد نبـــــود

چی می شد در این جهان فقر نبود            هیچ کسی با دیگری قهر نبـود

چی میشد چشم فلک کور نبـــود              تکه سنگ برای لنگ جور نبـود

چی می شد تو زندگی رنج نبـــــود           دل پر مهر و صفا گنج نبــــــود 

چی می شد که هجرت از خاک نبود         قلبها از غربت و غم چاک نبود

چی می شد که دلهامون تنگ نبود        سر پیری عاشقی ننگ نبــــــود

چی می شد که عشقها کمرنگ نبود لحظه خداحافظی زشت و بدآهنگ نبود

                      چی می شد که ای خدا مرگ نبود

                     عمر ما ، مثال یک بـــــرگ نبــــــــود

      

+ نوشته شده توسط shahrzad در یکشنبه 9 بهمن1384 و ساعت 6:21 بعد از ظهر |

دست‌ها و پاها را گره می‌زنم به هم

به ياد روزگار جنينی!

گم می‌شوم

و تا انتهای هر تار موی سپید

یک آرزو را به گور خواهم برد.

زهدان مادرم را خواب دیده ام

و

این بار

نه دیگر به قصد تولد!

می‌ترسم که تنها بمانم. می‌ترسی که تنها بمانی.

می‌ترسد که تنها بماند. می‌ترسيم که تنها بمانيم. می‌ترسند که تنها بمانند

+ نوشته شده توسط shahrzad در چهارشنبه 5 بهمن1384 و ساعت 6:42 بعد از ظهر |

یکی از مسائل مهمی که مهاجرین شرقی، در زندگی در کشورهای غربی با آن روبرو هستند، تفاوت بافت فرهنگی این دو جامعه است، که با دنیای ارتباطات امروز که هزاران پیام مرتبا" از طریق اینترنت و رسانه های گروهی بخصوص تلویزیون پخش می شود معضلات زیادی را از لحاظ عدم تطابق فرهنگی در زندگی خانواده های مقیم خارج از کشوربه خصوص خانواده های تازه وارد بوجود آورده است. یکی از بارزترین مشکلاتی که ذهن خانواده ها را به خود مشغول کرده است، ، تربیت فرزندانشان در این شرایط است . به ویژه فرزندانی که در حال گذر از دوران کودکی به مرحله نوجوانی هستند . چون آنهااحساس می کنند که به مرحله بزرگسالی نزدیک شده اند و خود شان را محق می دانند که دارای استقلال رای و نظر باشند ولو اینکه با عقاید و نظرات پدر و مادرشان مغایرت داشته باشد. اینجاست که مشکلات خانواده ها و در پی آن نگرانیها بوجود می آید. والدینی که انتظار دارند فرزندانشان به ارزشها وسنتهای فرهنگی اجدادی خود احترام بگذارند و طبق آن رفتار کنند وفرزندانی که در یک محیط بسیار متفاوت رشد می کنند ویاد می گیرند به گونه ای دیگر زندگی کنند.

آنچه که مسلم است کودکانی که در فرهنگ اروپا یا سایر کشورها غیر از موطن پدر ومادر خود بزرگ می شوند، تحت تاثیر جبر محیط با فرهنگ جدید حود را تطبیق می دهند. اینکه آنها رفتاری کاملا" منطبق بر ارزشها و سنتهای والدین خود داشته باشند، عملا" امکان پذیر نیست . اما این امکان برای خانواده هایی که برایشان این موضوع مهم است که فرزندشان راه درستی را برای زندگی انتخاب کند ، وجود دارد که از همان سنین کودکی و در مراحل رشد، به او اصول و ارزشهای اخلاقی که در تمام جوامع بشری حکمفرماست و مورد تائید و احترام همگان است را آموزش دهند ، تا فرزندشان در گذار از بحران بلوغ و نو جوانی کمتر دچار آسیب های اجتماعی دو فرهنگی شدن قرار گیرد.

+ نوشته شده توسط shahrzad در دوشنبه 3 بهمن1384 و ساعت 7:23 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM